سبك خود منشأ سبك مغولي هند شد، كه در تاج محل و گنبدهاي بسياري از كليساهاي روسيه تكوين يافت. ويژگي ديگر بناهاي تيموري حجم آنها و استفادهٴ زياد از كاشي، بهويژه كاشيهاي آبي براي آرايش آنهاست.
آنچه از هنر و فرهنگ در دربار تيمور به رشد پرداخت، بيشتر توسط شاهرخ(1404ـ1447م)، پسر صلحجو و هنردوستش، و الغبيگ منجم (1447ـ1449م) نوهٴ او، و يكي از اسلافش به نام سلطان حسين بايقرا بود، كه مدت سيوهشت سال بر هرات حكومت كرد (1468ـ1506م)، و آن شهر را بهصورت يكي از مراكز فكري ايران درآورد. در اين اثنا، سمرقند بهدست بابر افتاد (1497م) و راه زوال پيمود. خيليزود تحتالشعاع هرات و بخارا قرار گرفت و بهتدريج دستخوش انزوا و فراموشي شد.
8. مورّخان تيمور. كارهاي تيمور بهخاطر شهادت تعدادي شهود عيني نسبتاً به خوبي شناخته شده است. سرگذشت او بهنام
ظفرنامه به فرمان او توسط نظامالدين شامي پيش از مرگ او در سالهاي 1403ـ1404م به زبان فارسي نوشته شد. شرح حال رسمي ديگري كه به شعر تركي و خط اويغوري نوشته شده، در دست نيست.
ظفرنامه بهوسيلهٴ تاريخ فارسي ديگري به همين نام كه شرفالدين علي يزدي (وفات: 1454م) نوشت، تحتالشعاع قرار گرفت.1
عجائبالمقدور فينوائب تيمور كه ابنعربشاه شامي در سال 1435م به عربي نوشت اين گزارشها را تعديل ميكند. او به بيانصافي متهم شده است؛ ولي به عقيدهٴ من كاملاً منصف بوده چون هرجا كه توانسته تيمور را ستوده، ولي آن تازيانهٴ خدا2 بيشتر در خورِ سرزنش بود تا تحسين. در اينجا نيازي به ذكر مورخان ايراني بعدي نيست.
گزارشي عالي از دربار و دولت تيمور را روي گُنزالس دو كلاويخو، سفير اسپانيا (وفات: 1412م) عرضه كرده است، كه اندكي پيش از مرگ تيمور او را ديده بود. دو نفر به نامهاي ژان دو بوسيكو مارشال فرانسوي (وفات: 1421م)، و هانس شيلتبِرگِر، سياح آلماني هم كه سيودو سال در شرق، در اسارت و سرگرم ماجراجويي بوده (وفات: حدود 1440م)، و هر دو در سال1396 در جنگ نيكوپول اسير تركان شده بودند، اطلاعاتي عرضه كردهاند.
ه. هند
تاروناپرابا
موٴلف جيني گجراتي (برآمدنش سال 1355).